banner banner
26 - ژاله

صخره آیینه دار نقش بلاست
سرو کوهی چو مردم بی پاست
نقش گلرنگ دشت آلاله
یادبودی زآتش دل ماست
ژاله هایی که خفته بر تن خاک
غم نمایی ز نقش آدم هاست
جای جای طبیعت نو خیز
رد پای بهار و گل پیداست
ای خوش آن خانه ای چو خرمن جا
سفرهء بازاو چو خوان خداست
خوش بحال کسی که در ایثار
سینه او بوسعت دریاست
این همه آفت پریشانی است
گرکه نقش کلام من بیجاست
امشب اندیشه سترون من
سخت دل تر ز صخرهء نازاست
این غزل با تمام پیچ و خمش
درد دلهای مردم صحراست

...
بیشتر

دسته بندی

غزل

غزل

دو بیتی

دو بیتی

ساقی نامه

ساقی نامه

سنگسری

سنگسری

مازندرانی

مازندرانی

دیگر اشعار

دیگر اشعار

یادگار

یادگار

عکس و فیلم

عکس و فیلم

فایلهای صوتی

فایلهای صوتی

دیوان‌اشعار

دیوان‌اشعار

زندگی‌نامه‌ استاد

زندگی‌نامه‌ استاد

ایران صحرا

ایران صحرا