گلوی خسته از غمباد دارم
هزارن درد مادرزاد دارم
تو از دست خدایان ناله داری
من از دست دل خود داد دارم

****************
نه خوابم میبرد نه تاب دارم
رفیقی چون شب و شبتاب دارم
کنار برکه ای در جنگل عشق
هزاران قصّه با مهتاب دارم

****************

نه مجنونم نه لیلای جمالم
نه در قید چنین جاه و جلالم
اگر خواب و خیالی هست دنیا
من دیوانه بی خواب و خیالم

****************
پل سنگین رود بیلقانم
تماشاچی کوه ارغوانم
بپای کوه درد و رود فریاد
نگهبان سکوت کندوانم

****************

مریزان می که بی پیمانه مستم
شراب کهنه مانده روی دستم
بگو ققنوس خوش آوای دل را
که من هم مثل تو آتش پرستم

****************

شباهنگی به شام راز بودم
تمام عمر در پرواز بودم
به گاه بستگی بر خلق عالم
دری بودم که دائم باز بودم

****************

چو شبنم خفته در آغوش یاسم
صدای گریۀ یک التماسم
بود دنیا چو کوهِ ناله و من
صدای خشم کوه انعکاسم

****************

شبی دیدم که در باغ بهشتم
بخاک باغ دل گلدانه کِشتم
قلم افتاده از دست خیالم
نمیدانم چه چیزی می نوشتم

****************

بباغ دیده ها گل آفرینم
درخت زندگی را میوه چینم
نمیدانم چرا در شهر غربت
من بیچاره خاکستر نشینم

****************

گل روی زمین را شاد دیدم
زدرد خستگی آزاد دیدم
از آن روزی که چشمی باز کردم
جهان را چون دهی آباد دیدم

****************

قدت را چون میان سبزه دیدم
به پابوس تو تا صحرا دویدم
به امیّدی که فردا باز گردی
برای تو گل یک روزه چیدم


****************
گلی بودم که باز و بسته گشتم
گهی خار و گهی گلدسته گشم
زپستی و بلندی ها که دیدم
دگر از زندگانی خسته گشتم