پهنۀ گیتی شب تخته سیاه من است
درس دعای شما پشت و پناه من است
کودک این مدرسه در صف اول بود
اینهمه آزادگی مشی سپاه من است
در پی گم کرده ام دربدر کوچه ام
یار دراین ترکتاز کشتۀ آه من است
درخور رنگین کمان جامه بِتن کرده است
این نه که رنگین کمان هالۀ ماه من است
زود سفر می کنم بارو بنه جان من
یار شنیدم شبی رهزن راه من است
کیست درین گیر و دار جان بِرهم میدهد
این چه خداگونه ایست فکر رفاه من است
ماه فلک سیر تان یکطرف عالم است
آنکه دو دنیا بود جوهر ماه من است
باش، خبرگیرباش لیک تو خود واقفی
رنگ رخ و چشم تر هردو گواه من است
ابر کرامت ببار بر سر این کشتزار
این سخن از گفتۀ تشنه گیاه من است
شال و کله کرده ام تا که به صحرا روم
از همه آلوده تر شهر پگاه من است